تبلیغات |
نوای همدلی زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست ...
| ||
|
من خود را دوست دارم و به همان اندازه تو را هم دوست دارم . پس : خداوندا ! ایمانی قوی , روحی بزرگ , عقلی سلیم , عزمی راسخ , دلی شاد و تنی سالم عطا فرما . تا بتوانم دوست بدارم هر آنکه , انسان است و انسان بودن را سرلوحه ی زندگی خود قرار داده است . و دوست بدارند مرا چون , دیگران را دوست داشته باشم حتی , مهمتر از آن است که دیگران مرا دوست بدارند . [ پنجشنبه 1 دی 1390 ] [ 02:46 ب.ظ ] [ ف . فخرآئین ]
اخلاق بخش عمدهای از پیكره نرمال بودن را تشكیل میدهد. اخلاق، انسان را وادار به پیروی از برخی باورهای ارزشی و متعالی میكنند. ما در روانشناسی، انسان را مظهر تعالی خداوند میدانیم... 13 ویژگی آدم های نرمال
یعنی ایمان به خداوند، ایمان به ارزشها، ایمان به مقدسات تعریف شده كه بخشی از آن به مقدسات و ارزشهای متعالی برمیگردد و بخشی از آن نیز به اخلاق و صفات خوب متعالی مانند توكل، امید و... مربوط میشود و فرد نرمال چنین اخلاقی دارد و به آنها تمسك میجوید.
1.بخشندگی و دست و دلبازبودن:
فرد نرمال، فقط دریافتكننده محبت نیست و خود نیز به دیگران مهر میورزد، بنابراین فردی كه همنوعش برایش مهم نیست و روابط عاطفیاش با فرزند، همسر، دوست، خواهر و برادر و... كند یا ضعیف است یا برعكس آنقدر روابط عاطفیاش بیش از حد میشود كه به وابستگی میانجامد نرمال نیست.
2.داشتن هوش اجتماعی:
فرد نرمال باید هوش اجتماعی داشته باشد تا بتواند به دنبال فعالیتهای شغلی و عملكردی برای بروز و ایجاد یك فعالیت مولد باشد. فعالیتهای غیرمولد و بیفایده و بیارزش، مانند بسیاری از فعالیتهایی كه در جهت خلاف است یا انجام آنها فایدهای برای فرد یا افراد جامعه ندارد، فعالیت غیرمولد شناخته میشود.
3.قدرت حل مساله:
فردی كه قدرت حل مساله دارد، در برابر مشكلات تسلیم نمیشود و سعی میكند برای مشكلات خود راهحل پیدا كند. طبیعی است برای رسیدن به این هدف باید واقعیتهای موجود را درك كرد. افرادی كه از این درك عاجزند و تفكرات سحرآمیز دارند، به رمل و اسطرلاب، جادو و سحر و دعانویسی و كفبینی و موضوعات خرافی میپردازند، قدرت حل مساله ندارند زیرا نمیتوانند واقعیتهای موجود را قبول كنند. نكته قابل توجه اینكه حتی در حل مساله، تكرار مكررات هم طبیعی نیست بلكه فرد باید برای حل مشكلاتش ابداع و تنوع در تصمیمگیری داشته باشد.
4.گذشت، بخشندگی و مروت:
فرد نرمال باید گذشت و بخشش داشته باشد و سخت و غیرقابل انعطاف نباشد و در عین حال بتواند خشم خود را بروز دهد. فردی كه مدام خشمش را فرومیخورد و جرات ابراز احساسات خود را ندارد، نرمال نیست. البته بروز خشم باید بدون صدمه و اهانت به خود و دیگران باشد و فرد نباید ذرهای به شخصیت خود یا دیگران لطمه بزند.
5.قدرت مقابله با استرس:
واقعیت این است كه ما در فضایی از استرس و اضطراب به سر میبریم. فرد نرمال باید بتواند با این استرسها مقابله یا از مكانیسمهای مقابلهای برای رفع استرسها استفاده كند تا خود را با هر استرسی انطباق دهد و با آن مقابله كند. متاسفانه ما با بسیاری از فقدانها، مشكلات مالی و اقتصادی، مسایل اجتماعی و محیطی، مسایل سیاسی و... روبرو هستیم. فرد باید بتواند با این استرسها كنار بیاید. كسی كه زود میشكند و در برابر اندك استرسی كمر خم میكند، نرمال نیست. هركس ممكن است یك عزیز، مال یا شغلش را از دست بدهد، اما باید بتواند محرومیتها را تحمل كند و در برابر این فقدانها قدرت مانور و سوگواری داشته باشد و به پذیرش نهایی واقعیت برسد.
6.قدرت مدیریت:
فرد نرمال باید قدرت مدیریت محیط اطرافش و محیطی كه در آن زندگی یا كار میكند، داشته باشد و این به یك مدیریت ذاتی نیاز دارد.
7.در نظر گرفتن جوانب احتیاط:
فرد نرمال باید همه جوانب احتیاط را رعایت كند و به اصطلاح خود را ارزان نفروشد. البته منظور این است كه بدبین باشد زیرا بدبینی خود غیرطبیعی است اما احتیاط، وجه مهمی از نرمال بودن است. فرد باید برای انجام معاملات اقتصادی، روابط بین فردی، امور اداری و شغلی و... محتاطانه عمل و رفتار خود را كنترل كند.
8.آموختن و آموزش:
فرد باید خودش را برای زندگی سرمایهگذاری كند. باید دانش و آگاهی داشته باشد و واقعبینانه به سرنوشتی كه بر او در زمان و مكان خاصی كه قرار دارد تحمیل شده، بپذیرد و در این زمینه آموزش ببیند زیرا اگر از مسایل پیرامون خود آگاهی نداشته باشد و آنها را نپذیرد، طبعا رفتار غیرطبیعی از خود نشان میدهد و دچار آسیبشناسی روانی میشود و در گروه بیماران قرار میگیرد. فرد نرمال باید عاشق یادگیری باشد و بتواند موضوعات مختلف را طراحی و سازماندهی كند.
9.كنجكاوی و علاقهمندی:
انسانهای بیتفاوت، بیاحساس، غیركنجكاو و غیرعلاقهمند به موضوعات روزمره، انسانهای نرمالی نیستند بنابراین فردی كه زیباییها را تقدیر و تحسین نمیكند و نسبت به آنها كنجكاو نیست طبیعی و نرمال نیست.
10 آیندهنگر بودن:
فرد نرمال باید در مورد آینده خود جهتگیری داشته باشد و بداند چه آیندهای برای فردا و فرداهایش در نظر دارد، بنابراین باید برای سنین جوانی، میانسالی و سالمندی خود برنامهریزی كند.
11.خلاقیت و نوآوری:
فرد نرمال باید خلاق باشد و ایده داشته باشد و به دیگران و محیط كار و زندگی خود ایده بدهد. از سوی دیگر باید استقلال داشته باشد و اهداف مناسبی در سر بپروراند. فردی كه وابسته است، نمیتواند اهداف درستی را برای آینده خود برنامهریزی كند.
شناسایی نیازها:
فرد نرمال باید نیازهایش را بشناسد و به ارزشهای وجودی خود پی ببرد و بتواند به مجهولات موجود در آنچه به عنوان واقعیتهای موجود ذهن خود و اطرافیانش فراگرفته است، پاسخ دهد.
12.شور و هیجان:
افراد نرمال باید در انجام امور از خود شوق و حرارت نشان دهند. افراد بیحال و بیاحساسی كه از خود شوق و شوری نشان نمیدهند، به خصوص در مسایل خانوادگی و اجتماعی، افرادی سرد و بیاحساس هستند نه نرمال.
13.عادل بودن:
عدالت صفت بسیار خوبی است كه باید آن را در انسانهای نرمال جستجو كنیم. فرد باید نسبت به شهروندان و خانواده خود عادل باشد و اگر نباشد از خود رفتارهای پرخاشگرانه، بیتفاوتی، بیاحساسی، بیتوجهی، بیعاطفگی و... نشان میدهد. [ دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 ] [ 08:43 ق.ظ ] [ ف . فخرآئین ]
ولادت با سعادت حضرت فاطمه(س) و روز مادر مبارک باد
روز مادر و زن مبارک .... [ شنبه 23 اردیبهشت 1391 ] [ 01:43 ب.ظ ] [ ف . فخرآئین ]
شاید شما نتوانید به فرزند خود یاد بدهید که خوشحال باشد ولی فراهم کردن امکانات و بستر مناسب برای خوشبختی و شاد زیستن فرزند، هدیهای است که فقط شما میتوانید به فرزندتان بدهید. در همین رابطه ما روشهایی را به شما پیشنهاد میکنیم که میتوانند شما را در فراهم کردن این خوشبختی در سایهٔ به ظهور رساندن استعدادهای خدادادی او، به فرزندتان یاری دهند. دوران کودکی همواره به عنوان بهترین و شادترین دوره زندگی انسان شناخته شده است. کودکی دنیائی از معصومیت و پاکی در کنار شادی و سبکبالی را در ذهن تداعی میکند.اما مسئله اینجاست که شادی و نشاط آموختنی نیست و شکوفایی استعدادهای او هم نباید بدون در نظر گرفتن علائق او باشد. ۱. به فرزند خود اجازه دهید علائق خود را کشف کند. به بازیها و فعالیتهایی که او انتخاب میکند توجه نشان دهید. این گونه بازیها میتواند اطلاعات بسیاری درباره استعدادهای نهفته فرزندتان در اختیار شما قرار دهد.
۲. فرزند خود را روی طیف وسیعی از تجارب قرار دهید. این امر باعث فعال شدن استعدادهای نهفته میگردد. فکر نکنید چون او علاقهای نشان نمیدهد، بنابراین استعدادی هم در آن زمینه ندارد.
۳. بگذارید مرتکب اشتباه شود. اگر همه کارها را به طور کامل و بینقص انجام دهد، هرگز برای کشف و گسترش یک استعداد، خطر نخواهد کرد.
۴. سؤال بپرسید. با پرسیدن سؤالهای اساسی از قبیل: چرا آسمان آبی است؟ به کودک خود کمک کنید تا با شگفتیهای دنیا مواجه شود. به اتفاق هم پاسخ سؤال را بیابید.
۵. پروژههای خانوادگی ویژهای را طرح ریزی نمایید. فعالیتهای مشترک میتواند استعدادهای جدید را بیدار کند و گسترش دهد.
۶. کودک را مجبور به یادگیری نکنید. این امید که برای پیشرفت و رشد دادن استعدادهای کودکان، باید هر روز درسهای خاصی را به آنان آموخت، ممکن است آنان را مضطرب یا دلزده سازد.
۷. انتظارات سطح بالایی داشته باشید، اما این انتظارات باید واقع بینانه باشند.
۸. در انجام کارها، کودک خود را سهیم کنید. بگذارید او با انجام کارها موفقیت را در ذهن خود مجسم کند. بگذارید ببیند که شما درگیر فعالیتهای معنادار هستید و به او اجازه دهید درگیر این فعالیتها شود.
۹. محیطی را فراهم آورید که به لحاظ تحریکات حسی غنی باشد. مواد و اسبابهایی را در خانه قرار دهید که حواس کودک را تحریک میکنند، موادی از قبیل: نقاشی با انگشت، آلات موسیقی و عروسکهای خیمه شب بازی.
۱۰. شور و اشتیاق خود را به یادگیری فعال حفظ کنید.
۱۱. کودک خود را با برچسب زدن به او محدود نکنید. این برچسبها ممکن است شرایطی را به او تحمیل نماید که با استعدادهای ذاتیاش همخوانی ندارند.
۱۲. به عنوان خانواده و با یکدیگر به بازی بپردازید.
۱۳. برای فعالیتهایی نظیر خواندن، گوش دادن به موسیقی و صحبت کردن برنامه زمانی منظم در نظر بگیرید.
۱۴. مواردی را برای کودک در نظر بگیرید که همواره بتواند با رجوع به آنها به دنیای خود دسترسی داشته باشد.
۱۵. بگذارید فرزندتان به فعالیتهای گروهی که مورد علاقهاش هستند، بپردازد.
۱۶. برای پرورش خلاقیت کودک خود داستانهای طنز آمیز برایش بخوانید.
۱۷. فعالیتهایی را که فرزندتان انجام میدهد مورد انتقاد یا قضاوت قرار ندهید. اگر احساس کند مورد ارزشیابی قرار میگیرد، احتمالا «شکوفاسازی استعدادهای خود را پیگیری نخواهد کرد.
۱۸. با کودک خود بازی کنید و از این طریق سرزندگی و شوخ طبعی خود را به او نشان دهید.
۱۹. خانواده را در موفقیتهای خود سهیم کنید. درباره اتفاقات خوشایندی که طی روز اتفاق افتادهاند، صحبت کنید تا عزت نفس او از این طریق افزایش یابد.
۲۰. کاری کنید که فرزندتان به کامپیوتر خانه، مدرسه یا یک کتابخانه عمومی دسترسی داشته باشد.
۲۱. به صحبتهای کودک خود گوش فرا دهید. چیزهایی که او به آنها اهمیت بسیاری میدهد، میتواند سرنخی از استعدادهای خاصی باشد که از آنها برخوردار است.
۲۲. فضای خاصی را در خانه برای پرداختن به فعالیتهای خلاقانه در نظر بگیرید.
۲۳. هنگامی که کارهای روزمرهای را که به عهده فرزندتان گذاشتهاید، با موفقیت انجام میدهد، حس مسئولیتش را در انجام کارهای خانه مورد قدردانی قرار دهید.
۲۴. بصورت خانوادگی از مکانهای جدید دیدن کنید.
۲۵. بازیهای بازپاسخ به فرزند خود بدهید. اسباب بازیهایی مانند سر هم کردن قطعات و عروسکهای دستی باعث تشویق بازیهای تخیلی میشود.
۲۶. بگذارید در روز تا حدی به رویاپردازی و کنجکاوی بپردازد.
۲۷. داستانهای الهام بخشی را بخوانید که قهرمانانشان در زندگی موفقیتهایی را کسب کردهاند.
۲۸. با دادن جایزه به فرزند خود رشوه ندهید. از مشوقهایی استفاده کنید که به کودک این پیام را منتقل میکنند که یادگیری نباید به خاطر گرفتن جایزه باشد.
۲۹. اجازه بدهید فرزندتان به گروههای همسالی بپیوندد که همگام با استعدادهای او هستند.
۳۰. برای برانگیختن علائق کودک، درباره خبرهایی که میشنوید، با او به بحث بپردازید.
۳۱. سوگیریهایی جنسیتی را تشویق نکنید. برای کودک خود هم اسباب بازیها و فعالیتهای زنانه و هم مردانه تدارک ببینید.
۳۲. از مقایسه کودک خود با دیگران اجتناب ورزید. به او کمک کنید تا عملکرد فعلی خود را با عمکرد گذشتهاش مقایسه کند.
۳۳. سعی کنید پدر یا مادری اقتدارگرا باشید.
۳۴. برای برانگیختن علائق و استعدادهای فرزندتان از موقعیتهای گروهی یا جمعی (خارج از منزل) بهره ببرید. با هم به کتابخانه، موزه، کنسرت، یا مسابقه بروید.
۳۵. پاداشهایی به فرزندتان بدهید که نقاط قوتش را تقویت میکند.
۳۶. کودکتان را به صحبت درباره آیندهاش تشویق کنید. از دیدگاههای او حمایت کنید بدون آنکه به سمت حیطه یا رشتهای خاص هدایتش نمایید.
۳۷. کودک خود را با افراد جالب و موفق آشنا کنید.
۳۸. خانه خود را به عنوان فضایی برای یادگیری تلقی کنید. فضای آشپزخانه و آشپزی برای آموزش ریاضیات و علوم بسیار مناسب است.
۳۹. در احساسات با یکدیگر سهیم شوید. سرکوبی حوادث میتواند به سرکوبی استعدادهای کودک بیانجامد.
۴۰. کودک خود را تشویق به خواندن کنید.
۴۱. ابداعات و ساختههای کودک خود را به شوخی نگیرید.
۴۲. با کودک خود فعالیتهایی را انجام دهید که در ارتباط با علائق و استعدادهایش است.
۴۳. به کودک خود بیاموزید که به قوه شهود خویش اعتماد کند و به ظرفیتهایش اعتماد داشته باشد.
۴۴. به کودک خود حق انتخاب بدهید. این عمل، قدرت اراده او را مستحکم و حس نوآوری را در وی بیدار میکند.
۴۵. به کودک خود یاد بدهید که برای شکوفا ساختن استعداد خویش چگونه از کتابها استفاده کند. به عنوان مثال، برای یادگیری» درست کردن چیزی «از کتابهای» چگونه... «استفاده کند.
۴۶. در گوشهای از خانه فضایی را برای به نمایش گزاردن ساختهها و جایزههای کودک اختصاص دهید.
۴۷. کودک خود را تشویق کنید تا در حیطههایی که با مشکل مواجه است، دست و پنجه نرم کند و کلنجار برود. به او کمک کنید تا با هر محدودیتی رو در رو شود.
۴۸. رابط بین دنیای واقعی و استعدادهای خاص کودک خود باشید. به او کمک کنید راهی برای نشان دادن استعدادهایش بیابد.
۴۹. کودک را با مطالبی آشنا کنید که درباره افتخارات و استعدادهای کودکان است. کتابهایی مانند» مهندس کوچکی که میتوانست... «میتواند نگرش» میتوانم انجام دهم «را تشویق کند.
۵۰. کودک خود را همان طور که هست بپذیرید. [ شنبه 23 اردیبهشت 1391 ] [ 08:27 ق.ظ ] [ ف . فخرآئین ]
وقتی فرزندان خود را تربیتمی کنید، به آنها می آموزید چگونه رفتار نمایند. یعنی شما با قانون گذاری و اعمال انضباط به آنها کمک می کنید تا تکلیف خود را بدانند. این مساله احساس امنیت و آرامش خاطر آنان را افزایش می دهد و از آنجایی که کودکان دوست دارند احساس کنند والدینشان از آنان راضی هستند با ارائه توجه و محبت مناسب از سوی خانواده گام مهمی در ارتقا» بهداشت روان کودک و اطرافیان برداشته می شود. کودک بدون مشکل وجود ندارد ولی مشکلات کودکان قابل درمان است. نکته مهم نحوه برقراری اصول تربیتی است. چنانچه اصول تربیت اشتباه باشد یا با خشونتو بی تفاوتی ارائه شود، کودک آن را نمی پذیرد. یک خانواده خوب باید بتواند تربیت و انضباط را به نحو شایستهای برقرار نماید. در تربیت فرزندان مانند هر کار دیگر با مشکلاتی روبرو خواهیم شد. اگر والدین از روش های صحیح تربیتی آگاه باشند، با تمرین و به مرور زمان تجربه و مهارت آنان افزایش خواهد یافت و در تربیت فرزندشان موفق تر خواهند بود. آنچه در زیر می آید.
برخی اصول تربیتی است که برای آشنایی مقدماتی مطرح می گردد:
1) در کوتاه مدت انتظار پیشرفت زیادی نداشته باشید: موارد زیادی وجود دارد که دوست دارید به فرزندان خود بیاموزید ولی هیچ رفتاری با یک بار آموختن به دست نمی آید و آنان نیز همیشه برای فرا گرفتن آمادگی ندارند. آموزش نیاز به وقت، حوصله و موقعیت شناسی دارد. اگر والدین در این کار پشتکار نداشته باشند خسته و بی حوصله شوند یا از کوره در روند، احترام خود را نزد فرزندان از دست خواهند داد. در این صورت فرزندان به خواسته های آنها بی توجه خواهند شد و خود را موظف به انجام آنها نخواهند دانست. تربیت مسئولیتی یک روزه نیست، آرامش، پایداری و مقاومت می خواهد و تا زمانی که یک اصل تربیتی حاصل شود، فرزند شما بارها اشتباه خواهد کرد. بنابراین در کوتاه مدت نمی توان انتظار پیشرفت زیادی داشت.
2)توقع خود را کم کنید و پیشرفتهای کوچک را نیز در نظر بگیرد: کودکان و والدینی که از هر نظر کامل و بی عیب باشند وجود ندارند. فرزندان همیشه آنگونه که والدین توقع دارند عمل نمی کنند. مشکلات کودکان معمولا یک شبه حل نمی شود و تغییرات در کودکان و بالغین تدریجی، آرام و مرحله به مرحله صورت می گیرد. برخی والدین وقتی در تغییر عادات و رفتارهای فرزندشان به مشکل برمی خورند، به سرعت آشفته و ناامید می شوند و اعتماد به نفس خود را از دست می دهند.حال آنکه باید به پیشرفت های کوچک و تدریجی فرزندشان توجه نمایند زیرا کلید پیشرفت های بزرگ، تشویق پیشرفت های کوچک است.
3) در هر زمان تنها روی یک مشکل تمرکز نمایید: فرزندشما ممکن است مشکلات متعددی داشته باشد ولی اگر شما بخواهید همه موارد را با هم اصلاح نمایید، هرگز موفق نخواهید شد. برای موفقیت باید تنها یک مشکل را در نظر بگیرید و پس از حل آن به نوبت به مشکل دیگری بپردازید. هدفتان را با کلمات ساده ای که برای کودک قابل فهم باشد توضیح دهید و به او بگویید دراین مورد خاص دقیقا چه انتظاری از او دارید (مثلا: می خواهم قبل از آمدن سرسفره دست هایت را صابون بزنی!) سپس به پیشرفت های هر چند کوچک کودک در راه اصلاح رفتارش دقت نمایید (مثلا: قبلا اصلا صابون نمی زده و حالا یک مرتبه صابون زده است، هر چند توقع ما چهار مرتبه صابون در روز باشد) و با واکنش های مثبت و تحسین آمیز به او بفهمانید که رفتارش مناسب و مورد پسند است.
4)با دید مثبت نگاه کنید و هرگز از تحسین کودکتان غافل نباشید: تحسین کودک بسیار ارزشمند است. کودکان در هر مرحله سنی که باشند تمایل دارند والدین آنها را بپسندند و از آنها راضی باشند. کودک نمی داند کدام رفتار مناسب و کدام نامناسب است. او هر رفتاری را که با واکنش والدین روبرو شود یا او را به هدف برساند مثبت تلقی کرده و تکرار خواهد نمود. تصور نکنید داشتن رفتار مناسب امری بدیهی و از وظایف فرزندشماست و یا رفتار مثبت به معنی رفتارهای فوق العاده است. این طرز تفکر باعث می شود پرتوقع شوید، نسبت به رفتارهای مناسب فرزندتان بی اعتنا گردید و تنها به رفتارهای نامناسب و منفی او توجه نمایید. مسلما به جز رفتارهایی که شما را ناراحت می کند، رفتارهای مناسب و مثبت زیادی نیز در فرزند شما وجود دارد. اگر شما هر رفتار مناسبی را مثبت تلقی کنید و با واکنشی تایید کننده به فرزندتان نشان دهید که از کدام رفتارش راضی هستید، کودک سعی می کند با تکرار آن رضایت بیشتر شما را به دست آورد. نشان دادن نارضایتی از رفتارهای نامناسب تنها زمانی موثر خواهد بود که قبل از آن فرزندتان را به دلیل رفتارهای مناسبش تشویق کرده باشید.
5)اهدافی را که در نظر دارید با نیازهای کودکتان منطبق نمایید: اهداف خود را متناسب با سن، شخصیت، توانایی، رشد عقلی و شرایط محیطی فرزندتان تعیین نمایید. همه کودکان در یک سن خاص وارد مرحله مشابهی نمی شوند و میزان آموزش پذیری آنها نیز به یک میزان نیست. با توجه به این که همه افراد یکجور نیستند و موقعیت ها نیز متفاوت است، یک راه حل قطعی و مستقل برای هر مشکلی وجود ندارد. راه حلی که امروز در مورد فرزندتان موثر است، ممکن است فردا تاثیرش را از دست بدهد یا روشی که برای یکی از کودکانتان جواب می دهد، شاید برای دیگری بی فایده باشد. اگر حوصله کنید می توانید حتی روش های ابتکاری و موثرتری خلق نمایید که بنا به شرایط خاص شما طراحی شده باشد.
6) مادران، پدران لطفا هماهنگ عمل کنید: موفقیت والدین در تغییر رفتارهای کودک نیازمند هماهنگی بین پدر و مادر است. پیش از هر اقدامی، رفتارهایی را که می خواهید اصلاح کنید، دقیقا مشخص نمایید و برای رفع آن برنامهای هماهنگ طراحی کنید. شما و همسرتان باید پیش از دست زدن به هر کاری در مورد کودکتان اتفاق نظر داشته باشید. وقتی تصمیم خود را گرفتید و روی برنامه اجرایی توافق کردید، هردو هماهنگ و یکسان عمل نمایید [ شنبه 23 اردیبهشت 1391 ] [ 08:17 ق.ظ ] [ ف . فخرآئین ]
[ جمعه 22 اردیبهشت 1391 ] [ 06:37 ب.ظ ] [ ف . فخرآئین ]
نکات گوناگونی در نقاشی کودک وجود دارد که می تواند مفهوم خاصی داشته باشد. با آگاهی از این نکات ، شما پدر یا مادر گرامی می توانید تا حدودی با مفاهیم نقاشی فرزندانتان آشنا شوید و در صورت مشاهده نکته نگران کننده ، با مشاور بالینی یا مشاور آگاه ، ارتباط برقرار کنید و اطلاعات دقیق تری را به دست آورید.
مشاور یا روانشناس بالینی ، با توجه به ویژگی های نقاشی و محتوای آن و نیز براساس توضیحات کودک در مورد نقاشی خود و رفتارهای او ، به نتایج دقیق تری می رسد. در این نوشتار به برخی از این مفاهیم اشاره می شود.
خطوط کمرنگ از یک سو ظرافت احساسات و معنویت را نشان می دهد ، و از سوی دیگر غالبا بیان کننده کمرویی ، اضطراب ، و پریشانی است. خطوط پر رنگ نشانه ی خشونت و گاهی واکنش در برابر ترس از ناتوانی ، اضطراب و پریشانی است خطوط معمولی امنیت و سازگاری را نشان می دهد خط خطی کردن چهره ای که کشیده ، به معنای محو عامل ترس است.
کشیدن آدمک کوچک که به طور معمول در گوشه کنار کاغذ ترسیم می شود ، به معنای کم رویی است چشم های درشت ( دایره بزرگ ) که وسط آنها نقطه گذاشته می شود ، بیانگر ترس کودک می باشد. حذف برادر یا خواهر در نقاشی ، به معنای حسادت به آنهاست.
استفاده از رنگ های سیاه و تیره به معنای ترس ، اضطراب ، غمگینی و نا امیدی است رنگ خاکستری ، رنگی خنثی است و چیزی را بیان نمی کند. رنگ قهوه ای ، به معنای مقابله با فشار والدین برای نظافت است. رنگ بنفش به معنای تمایل به چیزهای مخالف و استفاده ی زیاد از آن ، نشانه ی اضطراب است. رنگ آبی ، صلح و آرامش و تسلیم و درون گرایی را بیان می کند. رنگ سبز نشانه ی نیاز به جلب توجه و میل به محبوبیت ، گرایش به ارتباط و پایداری و سرسختی است. رنگ قرمز ، نیاز به حرکت و برون گرایی و عمل را نشان می دهد رنگ زرد نشانه شادی و خوش بینی و میل به مشارکت است رنگ پرتقالی نشانه ی نشاط و پویایی و میل به کامیابی است. رنگ صورتی صلح و تعادل را نشان می دهد. استفاده از یک یا دو رنگ ، نشانه ی گوشه گیری و انزوا و استفاده از پنج رنگ ، نشانه ی سازگاری است فقدان رنگ در قسمتی یا تمام نقاشی ، می تواند گویای خلأ عاطفی یا دلیلی بر گرایش های ضد اجتماعی است.
استفاده از فضاهای مختلف صفحه نیز می تواند مفاهیم ویژه ای داشته باشد. استفاده از بالای صفحه به معنای آرمان گرایی و رویا پردازی و استفاده از پایین صفحه به معنای افسردگی است. استفاده از چپ صفحه بازگشت به کودکی ( واپس روی ) و استفاده از قسمت راست صفحه به معنای نگاه به آینده می باشد توجه داشته باشید که ، نشانه های پیش گفته ، هیچ یک واقع نمایی دقیق ندارند و فقط می توانند قرینه ای برای وجود نشانه ها باشند. [ جمعه 22 اردیبهشت 1391 ] [ 06:35 ب.ظ ] [ ف . فخرآئین ]
[ چهارشنبه 23 فروردین 1391 ] [ 12:19 ق.ظ ] [ ف . فخرآئین ]
|
| |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||